اصلاح‌المجسطي يعقوب بن ماهر را به‌دست آورد و دوباره اصلاح كرد، اين فهرست ترجمه‌ها كاملاً جالب است‌، بيشتر بدان سبب كه شامل برخي از بهترين ثمرات رياضيات و نجوم يوناني‌ و عربي است و به خاطر اين كه اخترگويي را دربرنمي‌گيرد، مگر دو مورد را؛ يعني صدمقاله‌ٴ منسوب به بطليموس و رساله‌ٴ كندي‌. اين رياضي‌دانان پرونسي آشكارا مي‌خواستند بهترين آثار را به آيندگان عرضه كنند؛ اين حاكي از آن است كه معلومات خودشان بسيار ناب و ژرف بوده‌ است‌.
تصويري كلي از اين معلومات را در رساله‌ٴ دايرةالمعارفي لاوي بن‌ابراهيم بن حييم‌ (سيزدهم ـ 2) و بارقه‌هايي از آن را در آثار استوري فرحي ملاحظه كرده‌ايم‌؛ مي‌بينيم كه او با آثار بطليموس‌، ابراهيم بارحيه‌، و يعقوب بن ماهر آشناست‌. اباماري بن اليگدر مقدمه‌اي بر كتاب‌ اول اقليدس نوشت‌، كه چندان ارزشي ندارد و مي‌توان از آن چشم پوشيد، ولي چشم‌پوشي از لاوي بن گرشن‌، كه از برجسته‌ترين رياضي‌دانان و منجمان سده‌هاي ميانه بود، ممكن نيست‌.
لاوي در سال 1321 كتاب مباني حساب را نوشت‌، كه در بحث از حساب‌، جبر، آناليز تركيبي‌1 و محاسبات است‌. اين كتاب حاوي نوآوري‌هايي است‌، ولي بدبختانه از جهت يك مفهوم‌ بنيادي ناقص است‌، يعني ارقام جديد. لاوي هم با معاصران عرب و لاتيني و يوناني خود در عدم درك روش تازه (يعني ارزش ترتيبي و صفر) شريك بود و ناتواني او هم به همان دليل بود كه ناتواني معاصرانش‌؛ او نمي‌توانست از روش كهنه دست بكشد و قادر نبود دريابد كه اين دو روش قابل قياس نيستند. او كوشيد فكر ارزش ترتيبي را توضيح دهد، ولي به جاي ارقام از حروف عبري استفاده كرد، كه با اين فكر تضاد داشت‌.2 رساله‌ٴ ديگري از او درباره‌ٴ حساب‌، تنها به‌ صورت لاتيني شناخته شده است و در آن از اعداد همساز به شيوه‌ٴ اقليدس سخن مي‌گويد. او تعداد جابه‌جايي‌هاي ساده‌ٴ n شئ (n فاكتوريل‌) را با استفاده از استقراي رياضي تعيين كرد؛ تصور مي‌كنم اولين كسي باشد كه از آن روش استفاده كرده و تا مدت‌ها بعد اين روش خوب‌ شناخته نشده بود تا اين‌كه موروليكو (1575) به صورتي ناقص و پاسكال كمي بهتر (پس از 1654، چاپ 1665) آن را تنظيم كردند.
لاوي شرحي بر پنج كتاب اول اصول اقليدس نوشت و كوشيد (البته بي‌نتيجه‌) از تعداد اصول موضوعه بكاهد. او بحث جداگانه‌اي را به مصادره‌ٴ پنجم (خطوط موازي‌) اختصاص داد. با اين‌همه‌، مهم‌ترين تأليفش در زمينه‌ٴ مثلثات است‌. رساله‌ٴ او نخستين اثر مستقل در زبان عبري‌


1. بخشي از رياضيات كه با مباحث جايگشت‌ها و تركيب‌ها سروكار دارد. ــ و.
2. استفاده از حروف عبري در عددنويسي مانند استفاده از حروف يوناني است و هر حرف ارزش عددي خاصي دارد. عددها بر پايه‌ٴ دهدهي انتخاب شده‌ است‌، ولي ترتيب دهدهي با حروف تعيين مي‌شود، نه باترتيب قرارگرفتن آنها در موضع خود (مانند حساب ابجد. ــ م‌.)